روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت...

 

 

 

 آهای روزگار !

اسکار حق توست !

سالهاست که مرا فیلم کرده ای ...

     

 

+ نوشته شده در  ۹۰/۱۲/۰۴ساعت 11:3 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

زانوهایم را در آغوش گرفته بودم !

 

وقتی که تو ...

 

 برای آغوش دیگری زانو زده بودی !

 

 

+ نوشته شده در  ۹۲/۱۱/۱۲ساعت 12:42 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

 

خدایـــــــــــا...

 

من "دلـــم" را صــابــون زدم به عـشـــق او

 

چـــرا "چـشـمانـم" می سـوزد؟

 

 

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۲۶ساعت 12:31 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

 

کم کم ...

 

یادت داره بخیر می شه...

 

 

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۷/۰۷ساعت 12:21 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

 

خوشا به حالت آدم !

خودت بودی و حوایت !

 

کسی نبود حوایت را هوایی کند ...

 

 

 

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۶/۲۳ساعت 17:28 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 
 

 

مدام می گفتی خیالت تخت... من وفادارم... !

 و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم برای

 

عشق بازی تو با دیگری...

 

+ نوشته شده در  ۹۲/۰۵/۰۹ساعت 17:29 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

خدایـا مـیوه ی ممـنوعه ی ایـن زمیـن خاکـی

روی کــدامین درخــت در انتـظار دندان هـای حریـص من است ؟

هوس کـرده ام از زمـین اخـراجــم کنـی... !

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۱۲/۰۲ساعت 16:12 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

تاس بریز...

هرچه آمد، هرچه خواستی بازی کن

عمریست شکستم داده ای

تو این بازی را با چشمانت برده ای

حریفت نیست این دل

ای دل !

مهره ات در خانه ی او مانده است

جفت شیش معروف هم چاره نیست

تو بازی را به یک یار باخته ای

تو این بازی را نه یکبار که صدبار باخته ای

تاس بریز...

ولی این بار را به جای من بریز !

+ نوشته شده در  ۹۱/۱۰/۲۸ساعت 12:35 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

باران تلاش نکن هر چه قدرم که زیبا باشی زمین را قشنگ نمی کنی

 

 ندیدی وقتی که به زمین میرسی گل آلود میشوی!!

 

 باران نیا اینجا کسی منتظرت نیست

 

 ندیدی که چه قدر چتر ساخته اند!!!

 

 باران به خدا زمین قشنگ نیست من دروغ نمی گویم

 

 گواه من درختان اند :

 

وقتی که نمی باری از غصه ی زمین خشک می شوند

 

باران تو چه دل پاکی داری نکند از پیش خدا می آیی!!!

 

چگونه تاب تماشای این همه بدی را داری

 

ندیدی که گل ها خیانت می کنند!

 

آنها از تو نفس می گیرند و به زنبور کام می دهند

 

شمع را ندیدی که مظهر از خود گذشتگی و پایداریست

 

تمام می شود ، تمام می شوی باران نیا

 

شمع پروانه دارد، تو چه داری؟ به شوق کی می باری؟

 

باران دریا می شوی سرگردان رود ها می شوی

 

بازیچه خورشید می شوی روحت پر می کشد

 

باران نیا...

 

به قول پروین که گفت:

 

"باران نیا زمین جای قشنگی نیست من خود اهل زمینم"

 

 و باران پاسخ داد:

 

 من اشک آسمانم و از داغ زمین می بارم

 

 از زمین با من نگو...

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۸/۲۱ساعت 7:42 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

کاش باران بگیرد و شیشه ی پنجره بخار کند

و من تمام دلتنگی هایم را رویش "ها" کنم

و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم

و خلاص...

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۷/۱۵ساعت 17:33 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

امروز بیست و دومین سالروز تولدمه

اما هنوزم نمی دونم هر سالی که از عمرم می گذره، یک سال به عمرم

 اضافه می شه یا از اون کم می شه!!!

افسوس که درد را از هر طرف نوشتم درد بود...  

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۶/۰۵ساعت 8:44 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

دود می كنم تنهاییم را

میان خیال های به باور نرسیده

هنوز فراموشی در دنیا یم رسم نشده

ولی می گذرد؛

می گذرد تنهایی ام كنار تمام رویاهایی

كه كـال مانـد...!

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۵/۲۲ساعت 8:9 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

بغض هایم را

به آسمان سپرده ام

خدا به خیر کند

باران امشب را...

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۴/۲۹ساعت 12:56 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

خنده هایم شکلاتی شده اند!

زیادی خالص...

 

تلخ

تلخ

تلخ!

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۴/۰۱ساعت 13:49 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

 

مشق های آب بابا را یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم را یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

اما

 خدای مهربان را یادمان رفت ...

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۳/۰۶ساعت 18:11 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

ایست ای روزگار !

جا مانده ام از زندگی ...

عشق به لبم شیرین رسید ...

شیرین باختم با زندگی ...

بگذار دمی آسوده باشم ...

رهایم کن ...

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۲/۱۹ساعت 9:16 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

خداوندا !
مگر نه ‌اینکه من نیز چون تو تنهایم

پس مرا دریاب
و به سوی خویش باز گردان .
دستان مهربانت را بگشا

که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم ...

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۲/۱۰ساعت 9:9 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

دیوانه وار در جست و جوی توام اما تو نیستی!

چشمهایم را میبندم

به خیال اینکه چون بازشان میکنم تو

را ببینم!

میترسم؛

از نبودنت...

از این تنهایی ناگهان.

آرام چشمهایم را باز میکنم...

باز هم نیستی...

آزارم میدهد؛

این فکر بی تو بودن...

این تنهایی...

ای کاش بودی...!

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۲/۰۴ساعت 9:49 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله ، بتمرگ!

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۲/۰۲ساعت 11:12 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

تفاوتِ من و اصحاب کهف در این بود

که سکه های من از ابتدا رواج نداشت

 

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۱/۲۹ساعت 8:34 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

ابر بارنده به دریا می گفت

من نبارم، تو کجا دریایی؟

 

در دلش خنده کنان دریا گفت

ابر بارنده، تو خود از مائی!

 

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۱/۲۶ساعت 8:25 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 
 

1.چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط واسه خانوما می سوزه؟

 
2.چرا استادای مرد به دخترا بهتر نمره میدن؟

 
3.چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟

 
4.چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟

 
5.چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟

 
6.چرا از در که میخوان رد بشن تعارف می کنن، ولی سر تقاطع به هم رحم

 نمی کنن؟

 
7.چرا تو شهروند و هایپراستار چشم میدوزن به سبد همدیگه؟

 
8.چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟


9.چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسن چراغ میدن؟

 
10.چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟

 
11.چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟

 
12.چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟

 
13.چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟

 
14.چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟

 
15.چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرن؟

 
16.چرا مردا روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرن؟

 
17.چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟

 
18.چرا اونایی که زبانشون خوبه هم فیلمو با زیرنویس نگاه میکنن؟

 
19.چرا باجناقا هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟

 
20.چرا پدر دخترا تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟

 
21.چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟

 
22.چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟

 
23.چرا بچه ها همه خانوما رو خاله خودشون میدونن ؟

 
24.چرا سه تار سه تا تار نداره؟

 
25.چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟

 
26.چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١۵ میلیون تومنی رو نمی

 فهمن؟

 
27.چرا زنها ۲۵۶ رنگ رو با اسم بلدن درحالیکه در طبیعت ۱۰-۱۲رنگ بیشتر

وجود نداره؟

 
28.چرا کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟

 
29.چرا داماد باید برقصه؟

 
30.چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟


31.چرا آدمها وقتی میخوان عکس بگیرن روپنجه بلند می شن؟

 
32.چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟

 
33.چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟

 
34.چرا انقدر حواست پرت شده که نفهمیدی از شماره ۲۰ بلافاصله پریدم

شماره ۲۵؟

.

.

.

.

.

 35.چرا انقدر ساده ای که الان رفتی دوباره بالا شماره ۲۰ تا ۲۵ رو دیدی؟

 چرا به چشماتم شک داری؟ ها ؟! ها؟! چراااا ؟!

 

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۱/۲۳ساعت 8:19 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 
 

رخش ، گاری کشی می کند.

رستم ، کنار پیاده رو سیگار می فروشد.

سهراب ، ته جوب به خود می پیچید.

گردآفرید ، از خانه زده بیرون.

مردان خیابانی ، برای تهمینه بوق می زنند.

ابوالقاسم ، برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد.

 

وای...

موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!

 

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۱/۲۰ساعت 8:31 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

کلاهت را بـه هوا بی انداز ...

که من دیگر جان بازی کردن ندارم !

تو بردی...

 

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۱/۱۷ساعت 8:52 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

از آجیل سفره عید

تنها چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛می شکنند
دندانساز راست می گفت:

 
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !

 

+ نوشته شده در  ۹۱/۰۱/۱۴ساعت 8:28 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

سلام بچه ها...

اینم آخرین آپم تو سال ۹۰

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز  بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم‌ نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌ حالِ روزگار...

خوش به‌ حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به‌ حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به ‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به ‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به ناز

 

خوش به‌ حالِ جام لبریز از شراب
خوش به‌ حالِ آفتاب

 

ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام
بادۀ رنگین نمی‌بینی به‌ جام
گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
هفت‌رنگش می‌شود هفتاد رنگ
 

 

 

+ نوشته شده در  ۹۰/۱۲/۲۳ساعت 8:24 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

دستانم بوی گل می‌داد

مرا گرفتند به جرم چیدن گل

به کویر تبعیدم کردند

و یک نفر نگفت

 شاید گلی کاشته باشد

 

 

 

+ نوشته شده در  ۹۰/۱۲/۲۰ساعت 15:17 PM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

 

فقط یک پیک از  شراب نگاهت خوردم

چند ساله بودند این چشمانت ؟!!!

عمری گذشته است و هنوز...

وقتی فکرت را می کنم

تلو تلو می خورم...

 

+ نوشته شده در  ۹۰/۱۲/۱۷ساعت 8:57 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

احساس می کنم بد بازی را باختم...

 

حواست هست؟


من یارت بودم نه حریفت
!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  ۹۰/۱۲/۱۵ساعت 8:20 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 

 

شاه من باش...

 

می خواهم  رخ در رخ

 

مات نگاه تو شوم

 

 

+ نوشته شده در  ۹۰/۱۲/۱۳ساعت 8:16 AM  توسط آ. دولتی نژاد | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
روزگارتون بر وفق مراد...

نوشته های پیشین
بهمن ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
پیوندها
خواندن فکر شما از پشت مانیتور
فال
استخاره آنلاین با قرآن
تست اضطراب
تست سلامت روحی
نگار خانوم
بیراهه
دوراهی
تمنا
عشق دروغ نیست
دوستانه
داستان های کوتاه
عاشقتم خدا
دگر هیچ گلی را نخواهم چید
نیلوفر آبی
کرشـــمه "1"
زی زی
میس سون
سرباز دات کام
آبدانان نگین غرب
asheghane
دوستت دارم
عشق بازی این زمونه ღ♥ღ
یک آسمان ستاره و یک کهکشان کویر
دختر آبان ماه
مارال
سرگشته
ادیب عشق
غم تنهایی
تبسم
دختری با چشم خیس
سیمای آبی
ba shoma asheghan
هنوزم میشه عاشق موند اگه...
دیوار دل
life
ساحل گیسوم - سجاد دولتی نژاد
همدلان عاشق
فقط به خاطر تنها عشقم
عشق خاموش
عشق پنهان
پروانه عاشق
قلب های شکسته
رفاقتـ قصهـ تلخیستـ،کز نامشـ گریزانمـ
یادگار عشق
بی بهانه عاشقانه
سایه ی تنهایی
*چه غریبانه تنهایم*
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کد پیغام هنگام راست کلیک

کد قفل راست کلیک

کد پیغام خوش آمدگویی کد پیغام خوش آمدگویی